مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه در شهادت امام صادق علیهالسلام
دردهایِ بیکران در عصرِ غیبت دیدهام خونِ دلها خوردهام؛ رنجِ اسارت دیدهام من اسـیر نـفْـسم و دور از امام افتادهام از همین هجرانِ طولانی خسارت دیدهام بیشتر از این و آن؛ دارم شکایت از خودم از منِ پُـر دردسر بسیار زحمت دیدهام هرچه دور افتادم از یادش پریشانتر شدم اینچنین از روزگارِ سرد؛ غربت دیدهام با دعایش دور شد صدها بلا از جانِ من خـارهـایم گل شده بسکه محـبّت دیدهام شک ندارم هست از سمتِ امـامِ غـایـبم در تمام عمر؛ هرچه خیر و برکت دیدهام "لیتَ شعري" گفتم و طعنه شنیدم سالها دوستش دارم اگر غـم؛ بینهایت دیدهام انتظارم کاش با برگـشتـنش میشد تمام حال که از مـردمِ دنـیا قـسـاوت دیـدهام جان آن آقا که در دل گفت وقت احتضار مثل مادر در میانِ کوچه زحمت دیدهام گفت هنگـام کهـنـسالی چه آمد بـر سرم خانهام شد شعلهور! دشنام و تهمت دیدهام پا بـرهـنه، بیعـبـا بـردند از خـانه مرا با تشر بستـند دستم را؛ جـسارت دیدهام |